پنجشنبه... - تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 1:03
پنجشنبه از صبحِ اولِ وقتَشبخوای یا نخوایهمه چیز عاشقانه شروع میشه...از آوازِ پرندگان بگیرتا صداىِ جاروى رفتگر و ترانه برگها..و دلتنگی برای اونهایی که دوستشون داشتیم و الان نیستن!
مثل شماره 51 - تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 1:03
مهمون، اول شو طلا ، دوم شو نقره ، سوم شو مس ، چهارم شو خرسMehman avvale shav tala dovome shav noghra sevome shav mes charoma shav khersمهمان در اولین روز و شبی که آمده، مانند طلا عزیز است. در شب دوم مانند نقره گرامی، در شب سوم مانند مس، کم بها و در
چشمان بصیر - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 14:36
خداجان تکراری ترین چیز، این دنیای میان، که قشنگ ترین هم به حساب میا، بـیـداری هستهتو دِ ممنونیماما یه تقاضا دی داریمهمانطورکه منی صورتی چشمَ واز کُردی تا قشنگیانته بِینُممنی دلی چشمِ دی به حقیقتِ بندگی خودت واز کن☀️ ☘️سلام خجیران، صبحتان به خیر و چشمانِ بصیرتان به روی هر چه زیباییست باز
خبر خوب: می آیی.... - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 14:36
سلام صُبح بخیرپییَرجان، آن روزنامتی میان، چی بنوشته؟یه دو تا از آن خُجیره خبرانشه بُخوان مایی بَ#خبری_خوب_دلم_میخواهد
جوج! - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 14:36
لطیفه (به لهجه گته دهی-بایزرودی):بشیه می مهمونی سفره ای سر٬ خدمی پیره بوتمه:ببا منه او وانهبوته:تره کتو بوابزا می کتی دله...بوته:اخمخبوتمه:چی به منه زندی؟!!!بوته:تیل به تی کتی!!«او» گو امی خونه دره....بدبخت تا توندی «جوجه» باخر!! ترجمه فارسیرفتی
داستان عمو و قاطرش - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 16:36
داسُتان: عمـو و قاطّرش پیشاپیش از قسمت های خلاف ادب ظاهر عذرخواهی مینوم. .نقال این داسُتان، پدرِ پدربزرگم (آقا مَد رحیم) بوده و این داستان طنز خیلی قدیمیه.میشیم سر قصه مان... در گذشته بین دو منطقه، مراودات تجاری برقرار بوده. یه روز یکی از
سیب زینی و مرغانه - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 16:36
سیب زینی بوربونی و مرغانهدوده بو مینه و آی مُزه داره عسک خودوش گویای روش بَپُتین هستهدورهمی باخورین، نوش جانتان
شعر توتهای سفید - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 16:36
وقتی که رسید، شاخه ها تزئین شدبر پشتِ درخت، بارها سنگین شدباد آمد و توت ها زمین افتادندیک باره لبِ پیاده رو، شیرین شدشعر از: پروانه بهزادی آزاد
نامه به خدا - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 16:36
شده اینقدر گرفتار باشی که همه ی درها رو به روی خودت بسته ببینی؟به قول قدیمیا، روزگار به چه کنم، چه کنمت بندازه؟دنیا با این همه وسعتش برات بشه یه زندون بی روزن؟میدونی اون وقت باید رو به کدوم طرف کنی؟و در خونه کیو بکوبی؟مطمئنم میدونی...بارها سرتو بالا
شعر اهرک کشی - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 12:59
اهرک کشی خودش یه داستان دارهآن کمک خرجی، اهرک بارهگندم اول میشورُن، خشک مینُنبعد میپچُن بامی سر ولو مینُنتا خشک گردی بلغور گردد و بار زیمینی اهرک کمکِ خرجِ بارشو که گردی اهرکی سر می گردهاهرک کشان بغل بغل می گردهاهرک کشانی دی بگو بخندههر چی میگو
بچه لُپّو - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 12:59
بشی بیَم خرید، پاساجی میان یه پُسروَچه سه چار ساله، همچین تُپل و گردالو بنشتی بَ صندلی سَر، ننه اش دی آن وَرتر موبایلشی همرا گپ میزی.فرصته غنیمت گیتُم و اویی لُپه بکشیم و بگوتم: خالُک جان، اُسمُت چیه؟ مُنو چپ چپ نُگاه کُرد و بگوت: نامُم علیرضایه، لُپمه دی نَکَش، گوشاد میبو!!!
مثل شماره 50 - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 12:59
اویی مُرثیه رَ واگیر نُکُنمرثیه و سینه زنی، یه دوبندی یا یک بندی داره که سینه زن ومستمع تکرار میکنه و با واگیر، مرثیه خان بر سر ذوق میاد و بیشتر و بلندتر میخونه. مصداق: مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد. به این ترتیب این مثل یعنی: شما مهر تایید بر
دور دور - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 10:36
اینه کی یادشه؟یادش بخیر، من یکی از همینان داشتم، ما واش دَمیوَستایم اینانی سر وقتی اینی همراه میشیِیم کوچه گلان، انگار بنزی همراه دور دور مینیم
آسیاب دستی (دستاس) - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 10:36
قدیمان، زندگیها سخت، اما شاد تر بودمردم رفاه چندانی نداشتند اما آسوده و در آرامش زندگی می کردند.امروز برگ دیگری از زندگی آن روزها را با شما ورق می زنیم. آسیاب دستی یا دستاس، سنگ های زیر و رو داشت. سنگ زیری بزرگتر و کلفت تر بود و وسط آنها سوراخی د
طلوع صبح - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 10:36
ما با طلوع صبح، متوجه می گردیم که باید باور داشته باشیم روشنایی با تاریکی معنی پیدا مینهخوشبختی هم وقتی قشنگ هسته که بتانیم ازسختیهای زندگی رد گردیمسلام همشهریای باصفا، صبحتان بخیر
گناه و دوست بُداشتن دنیا - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 14:17
اگه مای دل سیاهَه،تاریکه، اینی خاطُر هسته که زیاد گناه مینیم گناهِ زیاد، باعث میبو که ما زود سفر آخرته فراموش کنیم این فراموشی، به خاطر آرزوی زیادی هسته که داریم آرزوی زیاد، علتش دوست داشتُنِ بی حسابِ دنیایَه دوست بُداشتن دنیا، رأس همه خطاها هسته
طنز: دوره نامزدی انتخابات! - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 14:17
-آقا شما برای نامزدهای انتخابات، حرفی،کلامی،سفارشی چیزی ندارین؟-ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﺰﻳﺰﺍنی ﻛﻪ انتخاباتی ب ﻧﺎﻣﺰﺩ گِردیَن، سفارش مینُم ﻗﺪﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﺍنه ﺑُﺪانُن!آخه نُمزه وازی خیلی دوران شیرینیه!
یک سلفی زیبا... - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 14:17
جوان نمرد و بینا چه جور ژست بیگیته! آن یکین دی دوربینی همرا وازی دره!!
کمانگوش = قارچ کوهی - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 14:17
ننه جان عجب کمانگوشانی بیگیته....ارسالی از آقای امید حبیبی
چرا ایرانی ها غمگینترین مردم دنیا هستند؟! - تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 14:17
چرا ایرانی ها غمگینترین مردم دنیا هستند؟!✍ ارسال متن طالقانی: آریوبرزن کیـان - گته ده↩️ برگردان شده در گروه تولید محتوای درجی عکس: سعید هاشمیمتن طالقانی (به لهجه گته دهی-بایزرودی): روزی که «غم و اندوه» امی محله ای دله بیما، پیش خد بوتمی: ره گذر هسس

برچسب‌های مرتبط

درس شیرین ادبیات انار | درس انار | تدریس درس انار | عکس درس انار | شعر کفشهای پاره | یک عکس و یک دنیا حرف | ویژگیهای یک عکس خوب | عکس ویلاهای یک طبقه | ویژگی یک عکس خوب | چگونه یک عکس را ویرایش کنیم