
صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شد
لاله زلف سرکشش را شانه کرد و ناز شد
بوی صبح و زندگی، شوری چنین برپا نمود
گفت عارف یارب و با بلبلان هم ساز شد
سلام
صبح بخیر یاران جان

تنورِ دلت که گرم باشد
نانِ مهربانی اش را می خوری
هرچه دلت گرمتر
مهربانی ات بیشتر
و روزگارت آبادتر...
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی