
سقفهای چوبی و دیوارهای کاهگلی آن خانه ی پر از صفا
چه امن و بی دغدغه می ماند..
بزرگ نشو پسرک ساده دل روستایی
که روزگار دو در دو ی انگشتانت،
پیروزمندانه میچرخد...
مریم قادری - اورازان
برچسب: پسرک روستایی که شهردار شد,پسرک روستایی,قصه پسرک روستایی و الاغش,
نویسنده: حامد مهدوی